تبليغاتX
bgsound s آینده ی روشن :: اعجاز لحظه ها
آینده ی روشن
اعجاز لحظه ها
 
درخت تو گر باردانش بگیرد            به زیر آوری چرخ نیلوفری را
|+|
نوشته شده توسط PostTime->
تقدم به تمام دوستان وقت شناس 

|+|
نوشته شده توسط PostTime->
ارزش لحظه ها 

ارزش لحظه ها

افرادی هستند که از فرصتهای به ظاهر کوچک و کم ارزش کمال استفاده را می برنند

 

و آینده روشن و درخشانی خواهند داشت . بر عکس کسانی نیز هستند که دل به پوچی

 

ها خوش می کنند و ارزشی برای اوقات خود قائل نیستند. این افراد در آینده ارزش

 

این لحظه ها را خواهند فهمید که جز پیشمانی چیزیی دیگری را به دنبال ندارد. البته

 

بعضی ها آن قدر غرق در پوچی و وقت گذارانی ها ی بیهوده اند که حتی در آینده

 

نیز فرصتی پیش نمی آید که به ارزش این اوقات فکر کنند . در زندگی هیچ لحظه ای

 

بی اهمیت و بی ارزش نیست و هر لحظه ای به اندازه خود نفیس و ارزشمند است.تقدیم به شما علاقه مندان به این وبلاگ

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط PostTime->
تقدیم به ستارگان کشورمان 
  تقدیم به ستارگان درخشان کشورمان
|+|
نوشته شده توسط PostTime->
برنامه ریزی 

برنامه ریزی

برنامه ریزی ،تلاشی پیگیر برای رسیدن به هدف و حرکتی گام به گام  و منطقی برای رسیدن به بام موفقیت است . برنامه ریزی تصویرو طراحی وضعیت مطلوب آینده و حرکتی موثر برای دستیابی به خواسته هاست .

<< باید دانست که فرصت،به دست آمدنی نیست ؛به دست آوردنی است و به دست آوردن آن نیز با برنامه ریزی درست و دقیق امکان پذیر است >>

باید با برنامه ی درست،از لحظه های عمر،بویژه جوانی ،کمال استفاده را برد .

<< روشن است آن کس که کارامروز را به فردا می اندازد ،کار فردا را هم به پس فردا می اندازد >> و نمی تواند به موفقیت دست یابد.

عدم برنامه ریزی ، موجب تضییع وقت و از بین رفتن فرصت ها بدون بهره گیری از آنها میشود؛ ولی بابرنامه ،می توان از لحظه ها استفاده بهینه برد؛ مانند رودخانه ای که تا سد به آن زده نشود، نمی توان به صورت مطلوب و همه جانبه از آن استفاده کرد. بزرگان نیز گفته اند که : ((توضیع الوقت ،توسیع الوقت؛تقسیم بندی وقت وسعت وقت میرود.))

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط PostTime->
تقدیم به کسانی که از این وبلاگ نهایت استفاده را می برند 
تقدیم به شما دوستداران این وبلاگ 

|+|
نوشته شده توسط PostTime->
هدف و انگیزه 

2

هدف و انگیزه

هدف درتمام مراحل زندگی ایجاد انگیزه می کند.پیشرفت در تمام کارها در

 

گرو داشتن هدف و ایمان به هدف است .                                        

 

هدف نگرش شمارا به زندگی و طبیعت معلوم می کند و نشانگر سخصیت

 

درونی شماست. اگر به اهداف بلند و عالی فکر می کنید و در صدد هستید

 

که به آنها برسد باید بدانید که از شخصیتی والا برخوردارید .چون اندیشه

 

وهدفی بزرگ دارید....اما اگر هدف شما کوچک و محدود باشد فعالیت و

 

کوشش شما نیز اندک و محدود خواهد بود....زیرا وقتی موتورمحرک شما

 

ضعیف باشد هیچ گاه انتظارآن را نداشته باشید که بتوانید حرکت نیرومندی

 

داشته باشید و کارهای بزرگ انجام دهید.                                        

 

باید هدفی را انتخاب کرد که ارزشمند و مطابق باموقعیت باشد.نبایدبه دنبال

 

تایید حرف دیگران رفت .البته راهنمایی خواستن از افراد صاحب نظرو با

 

تجربه نه تنها مذموم نیست  بلکه بسیارهم نیکوست . از طرفی نیز نباید تایید

 

خواهی به صورت نیاز در آید که در آن صورت مجبورخواهید بود بخش      

 

بزرگی ار وجود و شخصیت زنده و سازنده باشید حذف این نیار از زندگی   

 

شما یک ضرورت است . باید بدانیم که هرچه بیشتر احتیاج به تحسین دیگران

 

داشته باشید بیشتر به دیگران وابسته خواهید بود.          باز هم برا ی شما                       

 

عشق وایمان به هدف است که انسان را با شوروشوق به سوی هدف سوق

 

می دهد . هر انسانی اگر بدون عشق و علاقه در مسیری قرارگیرد که فقط به

 

خاطر تایید ناآگاهانه پدرومادرو اطرافیان بوده است نخواهد توانست در آن راه

 

فرد موفقی باشد. والدین نیز باید از ذوق و استعداد های فرزندان خود شناخت

 

داشته باشند ودر زمینه ای که فرزندانشان علاقه وانگیزه دارند آنها را تشویق

 

کنند . جوانی می گفت :«پدرم در هر موقعیتی که پیش می آمد از رشته ای که

 

مورد علاقه خودش بود تعریف و تمجید می کرد و بعد نظر مرا راجع به         

 

رشته ای که در آینده خواهان آن هستم می پرسید.من هم بعد از کلی طفره     

 

رفتن  باز رشته مورد علاقه خودم را بر زبان می آوردم و آن وقت بود که      

 

صورت برافروخته و عصبانی پدرم را می دیدم . باز در این حالت شروع به     

 

نصیحت کردن می نمود و هیچ اعتنایی به علاقه من نمی کرد.»                  

 

سرانجام این جوان بنا به اصرار مکررپدرش در رشته مورد علاقه وی در      

 

کنکور دانشگاه شرکت کرد و دررشته پزشکی که مورد قبول پدرش بود         

 

پذیرفته شد. با قبول شدنش والدین او به ویژه پدرش بسیار خوشحال شدند. اما

 

فرزندآنها می گفت :« من هیچ احساس خاصی نداشتم..»                        

 

در ذهن شما ممکن است این سوال مطرح شود که این شخصی چگونه بدون 

 

انگیزه و علاقه در چنین رشته ای قبول شده است ؟ باید گفت که والدین وی با 

 

تلقین مکررنظرهای خود به ذهن فرزندشان در او انگیزه ای مجازی به      

 

آورده بودند. اینجانب- نگارنده- بسیارمشاهده می کردم که این جوان در حین 

 

مطالعه به طراحی چیزی می پرداخت و تمزکز چندانی در حین مطالعه نداست

 

مجله مورد علاقه اش مجله «ماشین » و«دانشمند» بود. تمام ماشینها  ایرانی

 

و خارجی را از لحاظ مهندسی خوب می شناخت . نام شرکت نوع موتورقدرت

 

موتور انواع مدلها وخلاصه کلیه مشخصات اتومبیلها را می دانست . آنقدر

 

علاقه داشت که حتی بعضی اوقات در شبهای امتحان نیز نمی دانست ازمطالعه

 

این گونه مطالب دل بکند. آری بسیار هستند این گونه پدرو مادرها که تحت

 

تاثیر جامعه شهرت و عنوان قرارمی گیرند واستعداد و ذوق وعلاقه فرزندشان

 

را فراموش می کنند . این گونه جوانها ممکن است د راین رشته ها مدرک هم

 

کسب کنند ولی انسانهای موفقی نخواهند بود.                                        

 

انسان مانند عقربه قبله نماست که به هر طرف او را بچرخانند . بازبه سوی

 

آرزوهایش می ایستد . پس چه بهتر که از ابتدا جهت ذوق واستعدادهای اورا

 

تشخیص دهیم و اورا در آن جهت سوق دهیم . اصولا تمام انسانها باملاحظه

 

هدفی که دارند به چهار گروه تقسیم می شوند:

 

گروه اول

اهداف قابل و صول و منطقی دار زیراند .این گروه افراد موفقی هستند .

 

با توجه به تواناییها امکانات و موقعیتها ی خودگام برمی داند ودر زندگی

 

اهدافی را مشخص کرده و با برنامه ریزی درست به هر یک از اهداف

 

نزدیک می شوند . این افراد که هر لحظه از عمر خود ارزش قا ئل اند و

 

هرگز اوقا ت خود را بیهوده نمی گذرانند...برنامه های آنها نیز در جهت

 

هدف هایی که مشخص کرده اند می باشد.                                      

 

گروه دوم

این گروه اهدافی فوق توانایی و امکانات خود در نظر می گیرند که نیل

 

به آن اهداف برای آنها غیر ممکن است. به طورمثال آیا با اسلحه ای که

 

دویست متر برد  دارد می توان به هدفی که در دویست و پنجاه متری

 

است شلیک کرد به طوری که به آن اصابت کند؟ چنین کاری هرگز

 

امکان ندارد زیرا برداشتن سنگ بزرگ نشانه نزدن است.

 

گروه سوم

این افراد اهداف بسیارکوچکی دارند و از تواناییهایی که خداوند به آنها داده

 

است غفلت کرده و آن گونه که باید خود را نشناخته اند . دایره فعالیتها ی خود

 

را محدود ساخته و کمتر از امکانات و استعداد های خود بهره می برند.

 

گروه چهارم

گروهی هستند که در واقع بدون هدف هستند و هدفی سازنده وخوب

 

را در زندگی دنبال نمی کنند .این گروه نمی دانند برای چه زندگی می کنند

 

و در برابر زندگی چه مسوولیت ها ی دارند. اینان هزگز توانایی حل

 

حل مشکلات و مبارزه با سختی ها را ندارند. کسی که هیچ هدفی خاصی

 

ندارد لحظه های زندگی نیز برایش بی ارزش است و فقط به گذر زندگی

 

فکر می کند به به چگونه گذراندن                                            

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط PostTime->
علمی 

 

|+|
نوشته شده توسط PostTime->
تقدیم به کسانی که از فرصت ها به نحو احسن استفاده می کنند.  
 تقدیم به شما
|+|
نوشته شده توسط PostTime->
تاثیر هدفمندی 

تاثیرهدفمندی

دانستیم که هر انسانی باید در زندگی خود دارای اهدافی باشد و تمام فعالیت های خود را برای رسیدن بهت آن اهداف متمرکزکند. اکنون به آثار هدفدار بودن در زندگی می پردازیم  .                                                                 

الف : هدفمند تواناییهای  فرد را افزایش می دهد چرا که هدف مانند موتوری است که به انسان نیرو می دهد و ارو را به حرکن وا می دارد.

ب : هدفدار بودن،اندیشه را فعال میکند و به کارها جهت می دهد . هدف همانند سکنی برای کشتی است که انسان را از میان امواج  سرگردان، می رهاند. انسان بی هدف نیز مانند کشتی بدو سکان است .

ج : داشتن هدف ، به انسان قدرت استقامت و مبارزه با مشکلات را می دهد .

د : هدفداری به انسان انگیره می دهد وفعالیت ها را هماهنگ می کند .

ح : هدفداری درایجاد تمرکز حواس که یکی از اسرار یادگیری و یادسپاری است، نثش بسیار زیادی ایفا می کند .

خ : هدف، علاقه انسان را نسبت به شکوفا سازی استعداد هایش افزایش مید هد .

بنابراین هدفمندی می تواند عمده مشکلات جوانان را در زمینه های مختلف حل کند . پس باید سعی کنیم اهدافی را در نظر بگیریم که در آنها خطا و اشتباه نباشد و از اصولی که برای آن ذکر شد، پیروی کنیم. آگاه باشید آنچه در ذهن شمتاست و به ان می اندیشید مهم است و بر مسیر زندگی شما تاثیر می گذارد. پس عاقلانه عمل کنید و تفکرات مفید و سازنده در ذهنتان ایجاد کنید. آن گاه خواهید دید که اعمال شما در جهت اهدافتان پیش خواهد رفت . بنابراین آنچه را به عندتان هدف در نظر گرفته اید ، در دفترچه ی مخصوصی یادداشت کنید . هرچند وقت یکبار به آن مراجعه کنید و درمورد ان بیندیشید .

ایمان به هدف

ایمان به هدف یک نوع محرک درونی است که انسان رابه سور خواسته هایش مب کشاند . اگر هدف داشته باشیم ، ولی ان را باور نداشته باشیم ، هیچ راهگشایی برای موفقیت نیست ، اذا پس از هدفداری ، باید به آن اعتقاد وایمان داشته باشیم تان در ما میل و رغبت به سو ی هدف را ایجاد کند .


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط PostTime->